NikanNahvi.babysite.com خاطرات نیکان از مردان نیک روزگار

 

روزهایی هست در زندگی ....

 

 

روزهایی که خاطره نخستین دیدار را برایم تداعی می کند.... نخستین جستجو.....نخستین اعتبار...

 

روزهایی که غم و شادی را یکسان برایم به یادگار گذاشته....

 

روزهایی هست در زندگی ....

 

قصه تولد خوبیها .... قصه روزهای سرنوشت....

 

My little prince, turn 5 today!!

 

 

The best day of my life that happened to me was the day my prince was born. My whole life changed 5 years ago on this very special day. I want to wish my beautiful boy a happy 5th birthday. I am so lucky to be Nikan's mama and I'm so blessed to have such an awesome loving babyboy. The love I have for him is unexplainable. How can I ever forget the moment when I took you in my arms for the  first time? Every year your birthday reminds me of this beautiful moment and I find tears rolling down my cheeks. It's amazing watching him grow I remember him as a little baby how I miss Nikan being a baby and now  he has grown into a little man. I am the most happy mommy in

محبتthe world. Happy birthday to my little angel

 

 

 






لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید








لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید








لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






افسانه ای ترین ماه سال هم چند روزی میشه که به یاد و خاطره ها پیوسته و رسیدیم به ماه خوب بهار نارنج، فصل خوب تو...ماه آغازت...ماه تبسم من..

و هوا پر ميشود از ارديبهشت...ارديبهشتعاشقانه با بوي بهار نارنجش... و من بوي تو را با تمام وجود حس ميكنم..تولدت مبارررك بزرگمرد كوچك من

از خاطرات و حرفهاي قشنگ و بامزت هر چي بگم بازم كم گفتم..

* با اون لحن مليحت ازم ميپرسي ساعت چنده؟؟ بعد ميگي ONE?/يا TWO??

 

*وقتي دعوات ميكنم و بغض گلوتو ميگيره مياي و  ازم ميپرسي دوسم نداري؟؟؟منم دلم كباب ميشه و ميگمم بله عزيزم.. خيليييييي..تو هم داد ميزني و ميگي پس بوسم كنخندهبوس زوركي نديديم كه اينم ديديمبوس

 

*شبا كه از فرط خستگي خوابمون ميبره و تو هم ميخواي شيطوني كني..اجازه نميدي مياي مارو نگاه ميكني و هر ثانيه ي بار ميپرسي چشمت بازه يا بسته؟؟امان  از وقتي بسته باشه؟؟ترسو

 

*بميرم كه بيشتر شبا از ترس مياي لپتو ميچسبوني به لپمو ميگي كسي منو نبره؟

*هرشب  بايد تو و بابايي دست بندازيد گردن همو بخوابيد .اين ديگه شده عادت وقربونتون برررممحبت

 

*يه دوست خيالي داري كه بعضي وقتها باهاش حرف ميزني ،خيلي جالبه اسم دوست خياليت هم بامدين هست.

 

*وقتي بهت ميگم نيكان جان... ميگي جانم كه جانم.

 

*به محض اينكه ظهرها صداي اذان را ميشنوي ميگي مامان ظهر شده ناهار بپز.

*قربون دل مهربونت برم که میگی مامان ، زنبورا تو خونه مامان جون نیشم نمیزنن چون وقتی میان طرفم من بهشون میگم دوستت دارم،اونوقت اونا میرن...ای جان این قشنگترین جمله ای بود ک تو عمرا شنیده بودم.

*عزيز دلم امروز 18 ارديبهشته اومدم كه تبريك بگم .پست بعدب عكسهاي تولدته با تمي كه عاشقشي...يه راهنمايي كارتون مورد علاقته...هر روز ميبيني . كلي كيف ميكنيراضی

دوستت دارم و برايت سالهاي سال عمر باعزت با بركت خواستارم.

 






لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






دل مادرانه‌ام که نمی‌گذارد دعا کنم کاش تو دیرتر بزرگ شوی! دعا می‌کنم: کاش من زودتر شوم! کاش بجنبم! کاش لحظه لحظه‌‌ی بودنت را نفس بکشم و قاب بگیرم در خانه‌ی دلم...

 

این روزها که تو با زبان شيرينت شيرين زباني ميكني و دلبري.هوش از سر ما ميبري .گاهي متعجب ميشم كه اين جملاتو كجا ياد گرفتي؟؟؟و گاهي فكر ميكنم شايد به دليل عصر تكنولوژيه ..كودكي خودم كه  كه يادم مياد دختركي خجالتي و كم حرف بودم كه هميشه دنياي كودكيم عروسكام بودن و خودم.ولي از اين بابت خوشحالم كه پسري دارم كه مدام می‌پرسی و اسم همه چيز را یاد می‌گیری، پسركي كه با گفته هاش  لبخند رو لباي همه جاري ميكنه..من مانده‌ام با یک دنیاااااا احساس... که حتی نمیرسم بنگارمشان!

-بهم ميگي مامان اگه برام شير داغ نكني اتاقم تلخ ميشه هاااااقهر

-وقتي دعوات ميكنم زود  ازم ميپرسي پسر بديم يا دوسم داري؟؟منم با اينكه تو اوج عصبانيت باشم خندم ميگيره و ميگم دووووست دارم..محبت

چشماتو و گرفتي و رو زمين دراز كشيدي،ازت ميپرسم نيكان جون قهر كردي..با لحن قشنگت ميگي قهر نكردم من غش كردمخوشمزه

وقتي حالت بد ميشه ميگي آشغال خوردم استراق دارم..سبز

تو تختخوابت خوابی ، وارد اتاق میشم و برق رو روشن میکنم از نور زیاد لامپ چشماتو نیمه باز میکنی و با شکوه میگی خاموش کن کووووور شدمخنده

این روزها تمام رنگها رو با انگليسيش ياد گرفتي ..ديگه خودت از من ميپرسي what color is it???تشویق

 

این روزها چشم‌های بی‌نظیرت فقط پی ماشین می‌گردند، چه در کارتون‌های تلویزیون، چه در کتاب و روزنامه، یا خیابان...

 

تو اسم ماشین‌ها را می‌گویی و من دلم ضعفـــــــــــــــــــــــــ می‌رود برای پسر بودنت!

 

عکسهای محرم آبان ماه   1393 

تو این عکس کلی خندیدم .بنده خدا ی دختر مهربون داشت از عزاداریها فیلم و عکس میگرفت ..تو هم چون عاشق فیلم و عکسی رفتی جلوی دوربین دختره و هی میگفتی عکس من بندازززز ...فیلم من بگیر که من این عکسها رو از اون گرفتم.

 

 

 

 

 




I Love  my eyes ,

 when you look into them.

I Love my name ,

when you say it .

I Love my heart ,

when you love it.

I Love my life ,

when you are in it.

نیکانم کوچولوی مهربون من عاشقتم ، تو شدی تمام دار و ندار و زندگیم ، تو شدی همدم تمام روز و شبام ، تو شدی بودنم . عاشقتم عشق کوچولوی من .

احساس می کنم تو ابرام وقتی تو در آغوشمی ، احساس می کنم غرق در زیبا ترین لحظه های زندگیم وقتی بهم لبخند می زنی ، عزیزم تو بهترین و زیباترین و دوست داشتنی ترین پسر دنیایی برای من .

اینقدر بانمک و باشعور و عزیزی که دلم می خواست وقتی از ته دل می خندی لحظه رو تا ابد ثابت نگه دارم .

 

ای عشق من چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن.آنروز که مهمان قلبم شدی ، خوب به یاد دارم ، روزی كه با خود گُفتم كسی را یافته ام كه دیگر از دست نخواهم داد.
روزی كه امید ها و آرزوهای فراوانی از خاطرم می گذشت...
و آنروز كه چشمانم با چشمان تو دیدار كرد ، دانستم ، دیر زمانیست كه می شناسمت.

 




عاشقتم نیکان نیک سرشت ، عاشق دلبری های منحصر بفردتم!

عاشقتم حتی وقتی که عصبانیم میکنی

عاشقتم وقتی بهم میخندی

عاشقتم وقتی باهام بازی میکنی

عاشقتم وقتی برات مهمه که من هم میوه دارم تا بخورم یا نه

عاشقتم وقتی ژست میگیری تا ازت عکس بندازم

عاشقتم وقتی کمکم خونه تمیز میکنی

عاشقتم وقتی میبینم اینقدر بزرگ شدی و من بعضی وقتا یادم میره باهات مثل مردها رفتار کنم

عاشقتم وقتی ميخواي همه كاري رو خودت انجام بدي،از كولر روشن كردن گرفته تا سوييچ گرفتن و روشن كرن ماشين...

عاشقتم وقتی با هم میریم بیرون و تو ماشین اذیتم میکنی  و ميخواي رو پاي ماماني بشيني و چند بار مامان جريمه شده.

عاشقتم وقتی گرسنه ات میشه و پلو میخوای

عاشقتم وقتی برام آشپزی میکنی و چند بار بخاطر همزدن غذا دستتو سوزوندي

عاشقتم وقتی میگی در یخچال رو برات باز کنم تا توشو نگاه کنی

عاشقتم وقتی با کلمات و پانتومیم بهم میفهمونی چی میخوای

عاشقتم وقتی همش ميخواي بغل بشي و هرچي مامان ميگه خسته شدم راه بيا شما هم ميگي بگگگگگل

عاشقتم وقتی کمکم خونه رو جارو میزنی

عاشقتم وقتي ميگي بريم خونه خوشگل

عاشقتم وقتی عاشق برنامه عمو پورنگی.

عاشقتم و عاشقتم میمونممممممم

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 

 






لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید








لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

خصوصی







لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد